محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
15
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
براى آن چنگ و دندان تيز مىكنيم . به خدا سوگند يا تكهاى از دنياى خويش را به من وامىگذارى و يا من نيز با تو درخواهم افتاد . . . و با اين نقشه آشكار ، معاملهاى ميان اين دو مرد آغاز شد . » « 1 » ولهاوزن مىگويد : « همپيمانى معاويه و عمروعاص به همپيمانى كودكان شرور مىماند . » « 2 » 3 - ابن اثير نقل مىكند كه سعد بن ابى وقاص خطاب به معاويه گفت : اى پادشاه سلام بر تو ! معاويه به او اعتراض كرد كه چرا مرا امير مومنان صدا نكردى ؟ سعد گفت : به خدا سوگند ، دوست ندارم كه خلافت را آنگونه به دست آورم كه تو به آن دست يافتى . » « 3 » يعنى سعد با نيرنگ ، خلافت را نمىجويد ؛ آنگونه كه معاويه آن را به دست آورد . آرى ، سياست معاويه بر اينها استوار بود : فرصتطلبى و بهرهگيرى از اوضاع و شرايط . . . ( فقلت لكم هذا أمر ظاهره إيمان و باطنه عدوان و أوّله رحمة و آخره ندامة فأقيموا على شأنكم و الزموا طريقتكم و عضّوا على الجهاد بنواجذكم ) تاريخ شهيدان همان تاريخ ايمان است و ايمان به تنهايى ، اساس جهاد و فلسفه آن است و به همين دليل پيامبر صلّى اللّه عليه و إله هرگز سعى نكرد كسى را بدون وجود انگيزه درونى ايمان به جهاد وادار كند . امام على عليه السّلام نيز چنين بود و همراهان او در جنگ صفين نيز با همين انگيزه به گرد ايشان جمع شده بودند . معاويه اين حقيقت را
--> ( 1 ) . نك : معاوية بن ابى سفيان : 34 . ( 2 ) . نك : تاريخ الدول العربية : 96 . ( 3 ) . الكامل فى التاريخ ، ابن اثير ، 3 / 205 .